السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

71

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

( 1 ) - يا رسول اللّه ! به سوى آن چه خدايت فرمان داده است ، حركت كن ، ما مسلمانان نيز تا لب مرگ در اين راه با تو پيش خواهيم رفت ، به خدا سوگند ما سخنى را نمىگوييم كه بنى اسرائيل به موسى گفتند كه : « تو خود برو و با پشتيبانى خدايت جنگ را آغاز كن ما در اينجا به انتظار تو نشسته‌ايم » ولى ما مىگوييم : تو به يارى خدايت حركت كن و با دشمن به جنگ ! ما نيز به دنبال تو و پشتيبان و همراه توايم و با جان و دل با دشمن تو خواهيم جنگيد . به خدايى كه تو را به حق فرستاده است اگر ما را از امواج خروشان و خطرناك دريا عبور داده ، به سوى حبشه حركت دهى ، در اين راه با تو خواهيم بود تا بدانجا كه فرودآيى . رسول خدا ( ص ) از مقداد تشكر و بر وى دعاى خير نمود . « 1 » مقداد به عنوان فردى از مسلمانان و نمونه‌اى از آنان است كه عقيده و تصميم آهنين خويش را چنين اظهار مىكند و خودگذشتگى و فداكارى خود را در راه احياى حق و آزادى و از بين بردن شرك و بت‌پرستى اين چنين اعلام مىدارد و در ميان مسلمانان اين گونه افراد سراپا اخلاص و ايمان و داراى چنين عقيدهء پاك و استوار فراوان وجود داشت . اين ، قرآن بود كه دل تاريك اين افراد بت‌پرست و خونخوار جاهلى را اين چنين روشن ساخت و از آن مردم بىرحم و وحشى ، افرادى بياراست كه در برابر دشمنان و بت‌پرستان آن چنان سخت و خشن ولى در برابر اهل توحيد و مسلمانان رئوف و مهربان بودند و به هدايت قرآن بود كه مسلمانان در مدت هشتاد سال به پيروزىهايى نائل آمدند كه ديگران در مدت هشتصد سال به چنين فتوحى نرسيدند . اگر كسى تاريخ زندگى اصحاب و ياران رسول خدا ( ص ) را با تاريخ اصحاب پيامبران گذشته مقايسه كند ، خواهد دانست كه در اين پيشرفت سريع و پيروزى بىسابقه ، سرّ الهى و حقيقت معنوى و مرموزى در ميان بوده است كه منبع آن همان كتاب خدا و قرآن مجيد مىباشد كه دل‌ها را روشن ساخت ، قلوب و ارواح را با عقيدهء به مبدأ و استقامت در راه دين و هدف ، به هم در آميخت . مطالعه در تاريخ ياران حضرت عيسى ( ع ) و اصحاب ساير پيامبران گواه روشنى است كه آنان چگونه پيامبرانشان را در سختىها ، تنها و بىياور گذاشته ، در مواقع ترس و احساس خطر ، آنان را در برابر دشمن رها كردند . اين بود كه انبياى گذشته در برابر ستمگران زمان خويش آن چنان پيشرفت و پيروزى نداشتند ، غلبه و پيروزى معمولا نصيب دشمنان بود و بيشتر اوقات مجبور بودند ، از ميان اجتماع فرار كرده ، در بيابان‌ها و غارها به سر برند .

--> ( 1 ) تاريخ طبرى ، 2 / 140 ، چ 2 .